در سکون کشمیر ، امیدها پژمرده می شوند و خانه ها شناور می شوند


سریناگر ، هند – حبیب وانگنو یادآوری می کند که در سفر ستاره راک 1981 به کاشمر ، هنگامی که به میک جاگر کمک کرد از یک قایق تنگ باریک ته صاف خارج شود ، دریاچه نقره ای را از روی عرشه هتل قایق خالی خود اسکن می کند.

آقای وانگنو با لبخند به یاد آورد که آقای جاگر بیشتر دو هفته آینده را در طبقه بالای قایق گذراند. خواننده گروه رولینگ استونز هنگام تماشای رقص مهتاب از طریق هیمالیا ، گیتار سیاه خود را زمزمه کرد و با نوازندگان محلی کشمیری مهار کرد.

امروز دریاچه ناگین به اندازه یک مقبره خالی و ساکت است و حتی از تورهای قایقرانی که معمولاً دور آب می روند خالی است. بدون گردشگر ، بدون پول و امید کم.

آقای وانگنو در مصاحبه با خبرنگار بازدید کننده از نیویورک تایمز گفت: “در کشمیر ، پول صنعت گردشگری از بدو ورود تا عزیمت به هر جیب می رود ، همه از آن زندگی می کنند.” “و اکنون ، هیچ چیز وجود ندارد.”

کشمیر ، منطقه ای بسیار زیبا در سایه هیمالیا ، که مدتهاست بین هند و پاکستان تسخیر شده است ، به حالت انیمیشن معلق در آمده است. مدارس تعطیل است قفل ها تحمیل می شوند ، برداشته می شوند و دوباره تحمیل می شوند.

کشمیر که زمانی قطب گردشگران غربی و هندی بود ، بیش از یک سال است که در حال حل شدن است. نخست ، هند نیروهای امنیتی را برای محدود کردن منطقه مستقر کرده است. سپس ویروس کرونا رخ داد.

خیابان ها پر از سرباز است. سنگرهای نظامی که سالها پیش برداشته شده اند در حال بازگشت و تقسیم جاده در بسیاری از نقاط هستند. در بزرگراه ها ، سربازان وسایل نقلیه مسافری را متوقف می کنند و مسافران را برای بررسی شناسنامه خود می کشند. این صحنه یادآور دهه 1990 است ، هنگامی که یک قیام مسلحانه آغاز شد و دولت هند صدها هزار نیرو را برای سرکوب آن به کار گرفت.

درگیری ها در کشمیر ، تنها منطقه هند با اکثریت مسلمان ، برای دهه ها جریان داشته است. و یک قیام مسلحانه مدتهاست به دنبال خودگردانی است. ده ها هزار شورشی ، غیرنظامی و نیروهای امنیتی از سال 1990 کشته شده اند. هند و پاکستان دو بار برای سرزمین هایی که بین آنها تقسیم شده است جنگیده اند اما توسط هر دو مورد ادعا شده است.

اکنون که هند در حال اعمال قدرت بر منطقه است ، حتی اگر کشمیر را منطقه ای مورد مناقشه بنامیم ، به گفته مقامات هند ، این یک جرم است – شورش.

خانواده آقای وانگنو در تاریک ترین روزهای درگیری همچنان در آب شناور بودند. از طریق همه اینها ، مهمانان عالی رتبه ، جوان ماجراجو و ستاره های بالیوود در بالای باغ ، در میان باغ های نیلوفر آبی شناور و چنارهای باشکوه حاشیه دریاچه آفتاب گرفتند.

این بار ، تجارت نسل هفتم – کاملاً وابسته به گردشگری ، مانند بسیاری دیگر در کشمیر – در معرض خطر شکست قرار دارد.

دیگر صاحبان قایق از این هم بدتر هستند. این کشتی ها به دوران استعمار انگلیس باز می گردند ، راهکاری هوشمندانه برای محدودیت در مالکیت خارجی. اما ظروف سرو کاملاً تراش خورده در وضعیت نامناسبی قرار دارند و بسیاری از آنها در حال غرق شدن هستند. صاحبان تحت فشار زیاد نمی توانند هزینه مهر و موم تازه را پرداخت کنند.

در ساحل ، مردم با فانوس های بلند پشمی ، لباس های سنتی مانند لباس که آنها را از شانه ها تا منگنه پوشانده است ، با هم مخلوط می شوند ، فنجان های دودی زعفران و چای بادام را می نوشند و گلدان های کوچک ذغال سوخته را گرم می کنند.

بسیاری می گویند فلج سیاسی بدترین اتفاقی است که در درگیری 30 ساله در کشمیر رخ داده است و مردم غرق می شوند.

نخست وزیر هند ، نارندرا مودی ، در اوت 2019 این منطقه را از استقلال و دولت خود محروم کرد و قول داد که این اقدام ، موجب لغو حقوق وراثت کشمیری در زمین و مشاغل ، جریان سرمایه گذاری و فرصت های جدید را برای منطقه آشفته ایجاد کند.

نیم میلیون سرباز آمدند و شدیدترین ظلمی را که کشمیری دیده بود تحمیل کردند.

پول نرسیده است. مردم می گویند بیش از هر زمان دیگری ترسیده اند. رهبران سیاسی از ثروتمندترین و معتبرترین خانواده های کشمیر – مقامات منتخب سابق که برای آشتی دادن خواست استقلال کاشمر با خواست اتحاد هند تلاش می کردند – ماهها دستگیر و بازداشت شده اند.

محمد میر پشت پیشخوان فروشگاه خالی پاشمینا پدرش در مرکز شهر سرینگر ، بزرگترین شهر کشمیر گفت: “شما می توانید این کار را با رهبران طرفدار هند انجام دهید ، می توانید با هرکسی این کار را انجام دهید.”

مردم کشمیری که می خواهند خشم خود را به صورت آنلاین علیه دولت هند خاموش کنند ، به اتهامات تروریسم سیلی زده اند. بسیاری بازداشت شده اند.

نیروهای شبه نظامی به طور ناگهانی ظاهر می شوند. آنها به مسافرخانه شاه حمدان ، معبد صوفیان آغشته به شیشه های رنگی و کاغذ مایع ، که به میر سید علی حمدنی ، مقدس و مسافر ایرانی که اسلام را به این وادی آورد ، رسیدند.

عصر ، سربازان در معبدی هندو در قرن 6 در تپه گوپادری ، بالاترین نقطه سریناگر ، معبد سانکاراچاریا ، محافظت می کردند ، زیرا دعاهای دعا از مساجد محلی در این دره را فرا می گرفت.

اقتصاد کشمیر در آستانه سقوط است. در گذشته ، حتی با گسترش درگیری های مسلحانه بین نیروهای امنیتی و مبارزان ، توریست های بین المللی به تجمع پیست های اسکی ، کلبه ها و مغازه های صنایع دستی برای پشمینا و پاپیر ماشه ادامه می دادند.

از زمان ورود نیروهای هندی به سختی بازدید کننده ای بوده است.

کمبود جهانگردان تغییری در غلام حسین میر ایجاد نکرده است که جعبه های جواهرات ، فنجان ها و گلدان های ساخته شده از پاپی ماش به طور عمده به مشتریان خارجی به صورت آنلاین فروخته می شود.

اما محاصره ارتباطات دولت هند او را آزار داد. اینترنت ، تلویزیون و خدمات تلفنی ماه هاست که خاموش است. وقتی سرانجام آنها بازیابی شدند ، دولت برای جلوگیری از رسیدن ویدیو به تلفن های هوشمند ، فقط کمترین سرعت را در اینترنت تلفن همراه مجاز کرد. آقای میر سفارشات ماهانه خود را از دست داد و اکنون تقاضا برای کالاهای وی در مناطقی از جهان که هنوز توسط ویروس کرونا غلبه شده متوقف شده است.

مسجدی 700 ساله در فاصله کمی از خانه و کارگاه آقای میر به دلیل درگیری های داخلی و آتش سوزی باز بود. اما پس از آنكه دولت هند كنترل كاشمر را در دست گرفت ، ماهها بسته بود. م mذن او قفل شده بود و از اذان روزانه منع می شد.

آقای میر که روی پای فرش ضخیم کارگاه خود نشسته بود ، گفت: “ترس از هر زمان دیگری در 40 سال گذشته متفاوت و بدتر است.”

تعداد زیادی از مردم از گردشگری در دریاچه دال پشتیبانی می کنند که راهنمای Lonely Planet آن را “نگین سریناگر” می نامد. برخی از فقیرترین مردم سریناگر در اعماق مرکز دریاچه ، در منطقه ای که نیمه پر شده و آسفالت شده است و با شبکه ای از مسیرهای ناهموار چوبی به یکدیگر متصل هستند ، زندگی می کنند.

این محله ها به نام مکانهای جنگ زده مانند قندهار و نوار غزه لقب گرفته اند. مردم معمولاً با رانندگی با تاکسی های آبی ، تعمیر قایق ها یا فروش محصولات توریستی از باغ های شناور خود کار پیدا می کنند. اکنون ، به جز شغل عجیب و غریب گاه به گاه ، هیچ کاری وجود ندارد.

غلام محمد 56 ساله گفت: “زندگی تحت تحریم است زیرا گردشگری مهمترین صنعت در شهر است.” محروم از فعالیت ، “با نگاه به دریاچه آرام ، گفت:” الان مثل جنگل است. “

به استثنای تعداد انگشت شماری از گردشگران هندی ، آقای وانگنو بیش از یک سال است که مهمان ندارد. در عرض شش ماه ، او گفت ، می تواند تجارت خود را از دست بدهد و با آن آرزوی انتقال آن به نسل هشتم ، پسرانش ابراهیم و اكرم ، در حدود 20 سال.

“ما بر روی این نسل ها سخت کار کرده ایم ، شهرت ایجاد کرده ایم. در پایان روز ، همه چیز از بین رفته بود ، “گفت آقای وانگنو. “هیچ کس جز خدا دوست کشمیر نبود.”

یک روز بعد از ظهر آقای وانگنو بی ادب کتاب صمیمانه مهمانان هتل را ورق زد و از آقای جاگر به پدرش ، سلطان ، تذکر داد: “همیشه سبک و مودب باش”.

آقای وانگنو یك یقه پر قهوه ای تیره خود را محكم كرد چون غروب در دریاچه ناگین قرار گرفت.

وی گفت: “هیچ درخششی وجود ندارد.” “به نظر می رسد روزهای تاریکی در پیش رو است.”

ناندا را نشان دهید ارائه گزارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *